چرا ؟ چطور ؟
من و آقای بابا کنار مادر جون امیر نشسته بودیم و داشتیم عصرونه میخوردیم . امیر گفت : مامان و بابا شما هم مثله بچه های همسایه این ؟ گفتم : یعنی چی ؟ گفت : یعنی هر دوی شما از شیکم مادر جون اومدین . گفتم : مامانی من تو شیکم مادر جون بودم ، بابائی تو شیکم عزیز بوده .
با تعجب پرسید : پس شما دو تا چجوری با هم دوس شدین ؟؟!!! . . .
امیر میگه : مامان ، خانوم دکتر که دندونم رو درست کرد ، منو دوس داره ! میگم : خانوم دکترا همه ی بچه ها رو دوس دارن . میگه : نخیرشم منو بیشتر دوس داره .
قد امیر و مثله همیشه هر ماه گوشه ی دیوار علامت میزنم . میگما آدما چرا به هر چی دل میبندن ؟؟ ازالان فکرمیکنم ما که تو این خونه نمیمونیم اون وقت خاطرات این دیوار و قد امیر و . . .
صدای امیر و یواشکی ضبط کردم ، که بزرگ شد گوش بده و براش خاطره بشه . از همین الان هی میشینه گوش میده و میخنده و ذوق میکنه . حس سخنوری پیدا کرده هی میگه : مامان گوشی رو بده میخوام صدام رو ضبط کنم . . .
این ایام زیبا بر شما مبارک



